بسم الله الرحمن الرحیم
اتصال به منبعی که زوال و خطا در آن راه ندارد و انسان را به جاودانگی می رساند از ابتدا آرزوی هر انسان بوده است. همین آرزو دستمایه ای شد برای ابلیس تا با وعده ی جاودانگی و لا یتناهی شدن پدر ما حضرت آدم را در استفاده از شجره ی ممنوعه متقاعد کند.
ولی حقیقت این است که این آرزو با خوردن میوه ی آن درخت(1) و یا فراگیری سحر و جادو(2) و یا ساختن منازل محکم در دل کوه ها(3) و... به دست نمی آید و تنها یک راه دارد که آن هم اتصال به سرچشمه ی فیض است!
شاید انسان ها خوشی های موقت و زودگذری را با زحمت و عقل خود به دست بیاورند ولی تاریخ گواه است که نهایت همه ی آن ها به رنج و سختی و مرگ ختم شده است! مضاف بر اینکه عده ی کمی توانسته اند رفاه و آسایش خود را تا واپسین لحظات این دنیا هم ادامه دهند! شاهد این مدعا کسانی هستند که برای رسیدن به متاع دنیا به رویارویی امام زمان خود رفتند و گفتند دنیا نقد است و آخرت نسیه!(4) و پس جریان عاشورا همگی به ذلت و سیاه بختی دچار شدند، این تفکر نقد بودن دنیا و نسیه شمردن آخرت باعث گمراهی و انحراف بسیاری از دنیا پرستان بوده است!
با این اوصاف چه باید کرد؟! راه کدام است؟! رستگاری و خوشی دائمی را چگونه می توان به دست آورد؟
پاسخ این سوال ها در آموزه های دینی ما به خوبی روشن است! در بیان ائمه ما، پاسخ قاطع و شفاف بیان شده و جایی برای تردید باقی نمانده است: (مَنْ تَأَدَّبَ بِأَدَبِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَدَّاهُ إِلَى الْفَلَاحِ الدَّائِم)(5) راه رسیدن به رستگاری همیشگی مودب شدن به ادب الهی است!!!
این آداب را باید در بیان و سیره ی خلفای الهی جستجو کرد و کس دیگری نمیتواند مدعی آن شود! چون خلیفه ی خدا جانشین خداست و سزاوارتر است به آگاهی از آداب الهی.
نتیجه ایی که میخواهیم از این مقدمات بگیریم اینست که پدر و مادر دلسوز برای تربیت فرزندانشان که پاره ی تن و زینت آنها(6) هستند باید از مسیر اهل بیت که خلیفه ی خدا روی زمین هستند بهره ببرند تا مطمئن باشند که کوتاهی و ضعفی در تربیت آنها صورت نمی گیرد.
نگاهی کوتاه به پیرامون به خوبی مشخص می کند که فرزندانی که با تقیدات مذهبی تربیت می شوند و رشد میکنند بیشتر از دیگران مورد رضایت والدین قرار دارند و در کهنسالی هم خدماتشان نسبت به پدر و مادر بیشتر است! البته به شرط اینکه همان تربیت دینی هم از مسیر درست و منهاج اسلامی صورت گیرد!
پس از روشن شدن همه ی این مطالب به چند نمونه از دستورات اهل بیت علیهم السلام در مورد فرزندان می پردازیم!
جالب است که در این دستورات توجه ویژه ای به ارتباط کودک با حضرت سیدالشهدا سلام الله علیه شده است! انگار پیوند دادن فرزند با آنحضرت به گونه ای ضامن هدایت و عاقبت بخیری انسان است.
حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند: (حَنِّکُوا أَوْلَادَکُمْ بِمَاءِ الْفُرَاتِ وَ بِتُرْبَةِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ)(7) کام فرزندانتان را با آب فرات و تربت قبر امام حسین سلام الله علیه بگیرید؛ به خوبی روشن است که این تغذیه ی ابتدایی در روح و جان نوزاد تاثیر مهمی دارد! در سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام هم محبت و علاقه به امام حسین علیه السلام سنتی الهی معرفی شده است: (إِنَّ رَبِّی أَمَرَنِی أَنْ أُحِبَّهُمَا وَ أُحِبَّ مَنْ یُحِبُّهُمَا)(8)پیامبر فرمودند خدای من به من دستور داده که امام حسن و امام حسین علیهما السلام را دوست بدارم و هرکس که آنها را دوست دارد نیز دوست بدارم! یعنی محبت نسبت به امام حسین علیه السلام باعث جلب محبت پیامبر خدا می شود.
در گام بعدی فراتر از این می رویم و می بینیم دوستی و علاقه نسبت به سیدالشهدا علیه السلام باعث جلب محبت خدا می شود: (أَحَبَ اللَّهُ مَنْ أَحَبَ حُسَیْنا) (9) پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: خدا محبان امام حسین را دوست دارد!
کسی که محبوب خدا و رسول خدا باشد تحت هدایت خدا هم قرار خواهد گرفت! نمی شود که خدا کسی را دوست داشته باشد و او را در فتنه ها و گردنه های دشوار رها سازد و راهنمایی اش نکند و چه خیری و تضمینی از این بالاتر که راهنما و دستگیر انسان خود خدای متعال باشد! پس محبت انسان نسبت به امام حسین علیه السلام او را در مسیر هدایت و نجات قرار می دهد و ضامن این هدایت و رستگاری هم خود خدای متعال است؛ از همین جا روشن می شود معنای روایت شریفه ای که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: سمت راست عرش الهی نوشته شده: ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه(10) امام حسین علیه السلام چراغ هدایت و کشتی نجات است!
پدر و مادر با آشنا کردن و چشاندن محبت امام حسین علیه السلام بهترین کمک را به تربیت فرزندانشان می کنند!
یکی از بهترین راه ها برای این آشنایی، گفتن داستان کربلا برای کودک و حضور در محافل و مجالس عزاداری و خطابه است که از مصائب اهل بیت در آن گفته می شود! چون انسان فطرتا ظلم ستیز است و رای درونی او به نفع مظلوم و بر علیه ظالم است! همین روحیه کودک را طرفدار و محب مظلوم (سیدالشهدا سلام الله علیه) و دشمن ظالم خواهد کرد
(1) سوره ی ا عراف آیه ی 20
(2) سوره ی بقره آیه ی 102 و سوره ی طه آیه ی 73
(3) سوره ی حجر آیه ی 82 و سوره ی شعراء آیه 149
(4) نفس المهموم صفحه ی 116: عمر سعد در پاسخ به کسانی که او را از جنگ با امام حسین باز می داشتند این شعر را خواند:
الا انّما الدّنیا بخیر معجّل/ و ما عاقل باع الوجود بدین / یقولون انّ اللَّه خالق جنّة/ و نار و تعذیب و غلّ یدین / فان صدقوا فیما یقولون فانّنی/ اتوب الی اللَّه من سببین / و ان کذبوا فزنا بری عظیمة/ و ملک عقیم دائم الحجلین.
(آگاه باش! که دنیا خیر و سود نقدی است؛ و هیچ عاقلی نقد را به نسیه نمی فروشد. مردم می گویند: خدا بهشت را آفریده است؛ و اوست که آتش و عذاب را آفریده که در آنجا دست ها را به زنجیر می کشند. اگر در آنچه می گویند راستگو باشند همانا من؛ از دو جهت به سوی خدا توبهمی کنم (یکی برای کشتن امام حسین علیه السلام که سبب محرومی از آخرت است، ودیگری برای حکومتی که سبب رسیدن به لذات دنیا است) اگر دروغبگویند، ما به حکومت عظیم ری نائل شدیم؛ حکومتی که عقیم است و بجز صاحبشنفعی نمی رساند، و همواره دارای دو حجله است (یعنی همیشه مانند دو حجله یعروس است، یکی برای آسایش زمستان، و دیگری برای آسایش تابستان) و من حکومتری را برمی گزینم که بالای آن؛ حجاب و پرده ای نیست که مانع شود، و عذاب وزنجیری نیست که دست ها را ببندد.)
(5) وسایل الشیعه ج6 ص197
(6) سوره ی کهف آیه ی 18: (الْمالُ وَ الْبَنُونَ زینَةُ الْحَیاةِ الدُّنْیا)
(7) کافی (چاپ اسلامیه) ج 6 ص24
(8) کامل الزیارات صفحه ی 50
(9) کامل الزیارات صفحه ی 59
(10) مدینه المعاجز ج4 ص52
نظر
![]() |