نمی دونم چرا امشب دلم میخواد به این داستان مولوی گیر بدم!!!
به نظر من خیلی هم نمیشه به مولوی اعتماد کرد!
آخه کسی که اینهمه شعر در مدح عمر و ابوبکر داره
آخه کسی که به شیعیان توهین میکنه!!!
(کی توان با شیعه گفتن از عمر/ کی توان بربط زدن در پیش کر؟؟؟؟)
حالا به هر صورت در جواب داستانی که در مورد بیرون کشیدن تیر از پای امیرالمومنین در نماز تعریف کرده
بیت اول کفایت میکنه!
البته ظاهرا این داستان در ارشاد القلوب هم بیان شده
مرتضی هر لحظه مشغول عبادت کردن است
تیر را می شد میان خواب هم بیرون کشید
یا علی گفتیم و ما را در وجودش راه داد
یا علی گفتیم و ما را از عدم بیرون کشید!
کاظمین ما نجف! مشهد نجف! کعبه نجف
می شود از این حرم چندین حرم بیرون کشید!!!
نظر
![]() |