ای چشمه نور، انشعاباتت کو...؟
ای خانه ات آباد،خراباتت کو...؟
در شهر نشانه ای زتبلیغ تو نیست!
ای عشق،ستاد انتخاباتت کو...؟
نظر
![]() |
بعد از نماز کسی بلند شد
آهسته و متواضعانه از بین صفوف نماز رفت جلو
راه رفتنش مصداق آیه بود
وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنا...
چهره نمکی ولی با صلابتی داشت
با احترام و اجازه از امام جماعت، صحبتش رو شروع کرد
برادرا من خاک پای همتون هستم!
باور کنید هر چی اصرار کردم که من به درد این کار نمیخورم قبول نکردن
باور کنید من مجبور شدم
گفتن وظیفه شرعی بر عهده منه
بهم گفتن اگه نخوای قبول کنی از امام استفتاء میکنیم
بچه ها اینجا فرمانده یعنی خادم
من خادم همتون هستم.....
امروز هم بعد از نماز کسی بلند شد
یه بنر لوله شد هم همراهش بود
قبل از اینکه کسی مهلت پیدا کنه برای رفتن
خیلی سریع خودشو رسوند به امام جماعت
میکرفن یقه ای رو ازش گرفت و شروع کرد به صحبت:
بنده (مثلا) کامبیز کامبیزی هستم (با حالت استدراک؛ انگار که نکته مهمی رو فراموش کرده ادامه داد)
استاد کامبیز کامبیزی!
توی تمام دانشگاهها درس میدم
اگه قسمت شد و رفتم مجلس
سیستم نظارتی رو باید فعال تر کنیم
که وام بانک ها به کسانی برسه که حقشونه
وام ها سریعتر به دست مردم برسه
......!
من دیگه بیشتر نتونستم بشینم!
دلم این روزها خیلی دلتنگ امام رضاست!
ده روز بیشتر نیست که از مشهد برگشتم ولی سخت مشتاق آغوش گرم آقام
همش تقصیر این ابالفضله
آخه بعد از دو سه هفته بی خبری چند شب پیش بهم زنگ زد
چند دقیقه ای احوالپرسی کرد و من هم منتظر بودم تا دلیل تماس گرفتنش رو بگه
وقتی خواست خدا حافظی کنه پرسیدم:
برای چی زنگ زدی
جواب داد:
من هر وقت دلم هوای مشهد الرضا میکنه ناخودآگاه یاد تو می افتم
راست میگه! آخه دو سالی که مشهد بودم چند روز یه بار تماس می گرفت و سفارش به زیارت و دعا میکرد!
حالا من موندم و این لطف بزرگ و جنون عشقبازی با آقام
چنان در قید مهرت پای بندم
که گویی آهوی سر در کمندم
گهی بر درد بیدرمان بگریم
گهی بر حال بـی سامان بخنـدم
نه مجنونم که دل بردارم از دوست
مده گر عاقلی بیهوده پندم
گر آوازم دهی من خفته در گور
برآساید روان دردمندم
سری دارم فدای خاک پایت
گر آسایش رسانی ور گزندم
وگر در رنج سعدی راحت توست
من این بیداد بر خود می پسندم
اینهمه گفتند: آقا این تغییر حکومت آخر و عاقبت نداره
گفتند: اگه دنبال اسلام هستید با این کارها به جایی نمی رسید
گفتند: قیام قبل از ظهور حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه به نتیجه نمی رسه
مردم عاقبت به خیر شدند
به جایی رسیدند
قیام هم به نتیجه رسید
اما آیا واقعا اون نتیجه ای که مبارزان قبل از انقلاب و بعد از انقلاب دنبالش بودند محقق شد؟
اونا دنبال چی بودند؟
عظم الله اجورکم
اگر با غصه و غم هم ندیمی
غبار غم رسد با هر نسیمی
بیا همراه با مهدی (عجل الله فرجه) بگوییم
یتیمی درد بی درمان یتیمی
شهادت جانسوز مولانا ابا الحجه حضرت امام حسن عسکری صلوات الله علیه
را محضر مبارک حضرت بقیه الله روحی له الفداء تسلیت می گویم
آجرک الله یا صاحب الزمان
(امشب عازم مشهد الرضا هستم! نایب الزیاره همه خواهم بود انشالله)
یا علی
دیشب که از کربلا بر میگشتیم
اولین و مهمترین و صدالبته غمناک ترین خبری که شنیدیم این بود
راننده تاکسی بهمون گفت که چند روز قبل معاون سایت هسته ای نطنز
که یه جوون سی و دو ساله بوده
به شهادت رسیده!!!
رهبرم
انشالله هم انتقامشو می گیریم
هم جای خالیشو پر می کنیم
یا علی
دلم تنگ شده برای دوران بچگی
مثل همه مردم که دلشون برای بچگیشون تنگ میشه
از خاطرات کودکی بیشتر از همه دلم برای یه چیز تنگ شده
دلم خیلی هوای (خدای) کودکی رو داره
خدایی که از همه چیز بزرگتر بود
خدایی که هر کاری می تونست بکنه
و خدایی که روی ناخن انگشت کوچیکش می تونست زمین رو بچرخونه
یادش بخیر
عجب خدای مهربون و توانا و بزرگی بود
اما خدای الان فقط به یه درد میخوره
همین که فقط بدونیم هست تا کافر نباشیم
و الا هیچ کاری ازش بر نمیاد
نه میتونه مشکلی رو بر طرف کنه و نه دردی رو درمون
حتی نمیتونه به من توی درسام کمک کنه!!!
من حتی وقتی توی قنوت نمازم بهش میگم بهم پول بده تا قرض هام رو بدم
همون موقع دارم فکر میکنم از کدام صندوق باید برای پرداخت بدهی ام وام بگیرم
خدای الان حتی به درد رفاقت و درد دل هم نمیخوره!!!
خدای کودکی! دلم هوای تو کرده!!!
(این مطلب رو هفت روز قبل در حریم مقدس امامین کاظمین صلوات الله علیهما نوشتم ولی چون دسترسی به اینترنت نداشتم امروز مینویسم؛ ضمنا زیارت اربعین دعاگوی همه محبان مولا بودم)
یاعلی
دیگه مثل قبل نیستم!
یادمه از ابتدای تحصیلم هیچوقت درس خون نبودم!
همیشه دنبال کارهای اجرایی (بازی، تفریح) بودم
اصلا با کارای فکری رابطه خوبی نداشتم!
هم دوره ابتدایی و هم سالهای راهنمایی مسخره ترین چیزی که به نظرم می رسید
این بود که چند نفر با هم قرار درس خوندن میذاشتند
آخه به لطف هوش و حافظه نسبتا خوبی که داشتم
توجه سر کلاس و مرور درسها، شب امتحان
کافی بود که تا سال سوم راهنمایی هیچوقت معدلم کمتر از نوزده نباشه
به همین دلیل وقتی می دیدم بعضی ها با هم قرار درس و مطالعه میذاشتند
به نظرم میومد که عجب موجودات به درد نخوری هستند!!!!
اما حالا کم کم داره مطلب دستم میاد!
حضرت امیرالمومنین صلوات الله علیه فرمودند:
دنیا بدن ها را فرسوده
و آرزوها را تازه می کند
مرگ را نزدیک
و آرزوها را دور و دراز می کند
کسی که به آن دست یافت خسته می شود
و آنکه به دنیا نرسد رنج می برد!!!
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
حَسَنٌ مِنِّی وَ حُسَیْنٌ مِنْ عَلِیٍّ وَ قَالَ ص هُمَا وَدِیعَتِی فِی أُمَّتِی
یا رسول الله همان که زین العابدین صلوات الله علیه فرمود
اگر به جای این هم سفارش امر فرموده بودی که امت با نهایت شقاوت و دشمنی
نسبت به اهل بیت شما رفتار کنند
والله بیش از این که اتفاق افتاد از دستشان بر نمی آمد!!!
مگر ندیدی که از بدن امانتت هفتاد تیر خارج کردند؟
کفنی را که دوخته شد به بدن امام مجتبی صلوات الله علیه مگر ندیدی؟
مگر ندیدی که آن ملعونه با گستاخی تمام اجازه نداد پیکر جگر گوشه ات را
کنار مضجع شریفتان دفن کنند؟
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم
حَسَنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْهُ أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّه
حسن از من است و من از حسن
هر کس او را دوست بدارد محبوب خداست
خدایا خودت شاهد باش که ما حسن را چون حسین
با تمام وجود دوست داریم
دل گشت غمین و گفت ای وای حسن
جان گشت حزین و گفت ای وای حسن
آن کوزه آب بر زمین زد چو حسین
بشکافت زمین و گفت ای وای حسن
اعتقادات که ضعیف شد همه چیز از بین میره!
متاسفانه اکثر ما در امور روزانه غرق شدیم
و جایی برای کسب معرفت نذاشتیم!
خیلی مسخره است که ما خیال کنیم آفریده شدیم تا صبح از خواب بیدار بشیم،
صبحانه بخوریم، تا ظهر کار کنیم؛ نهار بخوریم؛ استراحت کنیم؛ کلاس بریم،
اضافه کاری کنیم، شام و تلویزیون و مهمانی و آخر هفته ها تفریح و خواب!!!
پس کی قراره به یادگیری معارف اعتقادی بپردازیم؟
اگر همین ایام عزاداری اهل بیت علیهم السلام هم نبود که چهار تا روایت بشنویم که وای بر این زندگی!!!